لقمان حکیم رضى الله عنه پسر را گفت:
((امروز طعام مخور و روزه دار، و هر
چه بر زبان راندى، بنویس . شبانگاه
همه آنچه را که نوشتى، بر من بخوان؛
آنگاه روزهات را بگشا و طعام خور
((شبانگاه، پسر هر چه نوشته بود، خواند.
دیروقت شد و طعام نتوانست خورد.
روز دوم نیز چنین شد و پسر هیچ طعام
نخورد
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
ماست ها را کیسه کردن
روزی به مختارالسلطنه اطلاع دادند که نرخ ماست در تهران خیلی گران شده است. مختارالسلطنه دستور داد که کسی حق ندارد ماست را گران بفروشد. چون چندی بدین منوال گذشت برای اطمینان خاطر با قیافه ی ناشناخته به یکی از دکان های لبنیات فروشی رفت و مقداری ماست خواست.
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
گردش فراموش ناشدنی … ! …
یکی از دوستانم به نام پل یک دستگاه اتومبیل سواری به عنوان عیدی از برادرش دریافت کرده بود.
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
خر دردمند و گرگ نعلبند
یک روز یک مرد روستایی یک کوله بار روی خرش گذاشت و خودش هم سوار شد تا به شهر برود.
خر پیر و ناتوان بود و راه دور و ناهموار بود و در صحرا پای خر به سوراخی رفت و به زمین غلطید. بعد از اینکه روستایی به زور خر را از زمین بلند کرد معلوم شد پای خر شکسته و دیگر نمی تواند راه برود.
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
هزینه عشق واقعی
پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد .
مادر که در حال آشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند.
او نوشته بود :
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
راز گل سرخ
یه روز خدا یک گلی رو از بهشت به زمین فرستاد
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
روزی روزگاری در روستایی در هند؛ مردی به روستاییها اعلام کرد که برای خرید هر میمون ۲۰ دلار به آنها پول خواهد داد.
روستاییها هم که دیدند اطرافشان پر است از میمون؛ به جنگل رفتند و شروع به گرفتنشان کردند و مرد هم هزاران میمون به قیمت
۲۰
دلار از آنها خرید ولی با کم شدن تعداد میمونها روستاییها دست از تلاش کشیدند…
به همین خاطر مرد اینبار پیشنهاد داد برای هر میمون به آنها ۴۰ دلار خواهد پرداخت.
با این شرایط روستاییها فعالیت خود را از سر گرفتند. پس از مدتی موجودی باز هم کمتر و کمتر شد تا روستاییان دست از کار کشیدند و برای کشاورزی سراغ کشتزارهایشان رفتند
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
داســـتـــان مــــداد ! …
پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت.
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
پیرمرد و دختر ! …
فاصله دختر تا پیر مرد یک نفر بود؛ روی نیمکتی چوبی؛ روبه روی یک آب نمای سنگی.
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()