صفحه خانگی|افزودن به علاقه مندی ها
 



.

 
تبلیغات

دلم تنگته

توسط: zari در 14 مرداد 1391
دلم تنگته


با حس عجیبی ، با حال غریبی دلم تنگته
پر ازعشق و عادت، بدون حسادت دلم تنگته
گله بی گلایه، بدون کنایه دلم تنگته
پر از فکر رنگی، یه جور قشنگی دلم تنگته
تو جایی که هیچکی واسه هیچکی نیست و همه دل پریشون
دلم تنگه تنگه واسه خاطراتت که کهنه نمیشن
دلم تنگه تنگه برای یه لحظه کنار تو بودن
یه شب شد هزار شب که خاموش و خوابند چراغهای روشن
منه دل شکسته، با این فکر خسته دلم تنگته
با چشمایِ نمناک تر و ابری و پاک،دلم تنگته
ببین که چه ساده،بدون اراده، دلم تنگته
مثل این ترانه، چقدر عاشقانه دلم تنگته
یه شب شد هزار شب، که دل غنچه یِ ماه قرار بوده واشه
تو نیستی که دنیا به سازم نرقصه به کامم نباشه
چقدر منتظرشم که شاید از این عشق سراغی بگیری
کجا کی کدوم روز، منو با تمام دلت میپذیری
منه دل شکسته، با این فکر خسته دلم تنگته
با چشمایِ نمناک تر و ابری و پاک، دلم تنگته
ببین که چه ساده، بدون اراده، دلم تنگته
بازدید کننده عزیز, شما هنوز به عضویت سایت در نیامده اید.
پیشنهاد می کنم در سایت ثبت نام کنید و یا وارد سایت شوید.
نقل قول
  • zari

  • 14 مرداد 1391 11:52
  • گروه کاربری: مدیریت سایت
  • تاریخ عضویت: 1390/06/04
  • وضعيت: آفلاين
  • 1079 خبر
  • 358 نظر
^

مردم این روزهای شهر من… چه عجیب شده اند! چه دور شده اند! حتی مرگ هم نمیتواند مرا به آنهـــــــا نزدیک کند، آه که بعضی اوقات چقدر دلتنگشان میشوم!

 



چقدر منتظرشم که شاید از این عشق سراغی بگیری اما....


--------------------