
ياد
هرگز فراموشم نخواهد گشت ، هرگز
آن شب كه عالم عالم لطف و صفا بود
من بودم و توران و هستي لذتي داشت
وز شوق چشمك مي زد و رويش به ما بود
ماه از خلال ابرهاي پاره پاره
چون آخرين شبهاي شهريور صفا داشت
آن شب كه بود از اولين شبهاي مرداد
بوديم ما بر تپه اي كوتاه و خاكي
در خلوتي از باغهاي احمد آباد
هرگز فراموشم نخواهد گشت ، هرگز
پيراهني سربي كه از آن دستمالي
دزديده بودم چون كبوترها به تن داشت
از بيشه هاي سبز گيلان حرف مي زد
آرامش صبح سعادت در سخن داشت
آن شب كه عالم عالم لطف و صفا بود
گاهي سكوتي بود ، گاهي گفت و گويي
با لحن محبوبانه ، قولي ، يا قراري
گاهي لبي گستاخ ، يا دستي گنهكار
در شهر زلفي شبروي مي كرد ، آري
من بودم و توران و هستي لذتي داشت
آرامشي خوش بود ، چون آرامش صلح
آن خلوت شيرين و اندك ماجرا را
روشنگران آسمان بودند ، ليكن
بيش از حريفان زهره مي پاييد ما را
وز شوق چشمك مي زد و رويش به ما بود
آن خلوت از ما نيز خالي گشت ، اما
بعد از غروب زهره ، وين حالي دگر داشت
او در كناري خفت ، من هم در كناري
در خواب هم گويا به سوي ما نظر داشت
ماه از خلال ابرهاي پاره پاره
**********************
بقیه ادامه مطلب
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()

هر جا دلم بخواهد
چون ميهمانان به سفرهي پر ناز و نعمتي
خواندي مرا به بستر وصل خود اي پري
هر جا دلم بخواهد من دست ميبرم
ديگر مگو: ببين به كجا دست مي بري
با ميهمان مگوي: بنوش اين، منوش آن
اي ميزبان كه پر گل ناز است بسترت
بگذار مست مست بيفتم كنار تو
بگذار هر چه هست بنوشم ز ساغرت
هر جا دلم بخواهد، آري، چنين خوش است
بايد دريد هر چه شود بين ما حجاب
بايد شكست هر چه شود سد راه وصل
ديوانه بود بايد و مست و خوش و خراب
گه ميچرم چو آهوي مستي، به دست و لب
در دشت گيسوي تو كه صاف است و بي شكن
گه مي پرم چو بلبل سرگشته با نگاه
بر گرد آن دو نو گل پنهان به پيرهن
هر جا دلم بخواهد، آري به شرم و شوق
دستم خزد به جانب پستان نرم تو
واندر دلم شكفته شود صد گل از غرور
چون ببنم آن دو گونه ي گلگون ز شرم تو
تو خنده زن چو كبك، گريزنده چون غزال
من در پيت چو در پي آهو پلنگ مست
وانگه ترا بگيرم و دستان من روند
هر جا دلم بخواهد آري چنين خوش است
چشمان شاد گرسنه مستم دود حريص
بر پيكر برهنه ي پر نور و صاف تو
بر مرمر ملايم جاندار و گرم تو
بر روي و ران و گردن و پستان و ناف تو
كم كم به شوق دست نوازش كشم بر آن
گلديس پاك و پردگي نازپرورت
هر جا دلم بخواهد من دست مي برم
اي ميزبان كه پر گل ناز است بسترت
تو شوخ پندگوي، به خشم و به ناز خوش
من مست پند نشنو، بيرحم، بي قرار
و آنگه دگر تو داني و من، وين شب شگفت
وين كنج دنج و بستر خاموش و رازدار
بقیه ادامه مطلب
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()