مجنون
همیشه مرد نیست
گاهی
مجنون
دخترکی تنهاست
که لیلی نام دارد!
.
.
.
وقتی میروی
در را پشتِ سرت ببند!
این خانه
میهمان خانه نمیشود دیگر!
.
.
.
ﺷﺒﻬﺎ ﺯﻳﺮ ﺩﻭﺵ آﺏ ﺳﺮﺩ،
ﺑﻴﺼﺪﺍ ﺭﻫﺎ ﻣﻰ ﻛﻨﻢ ﺑﻐﺾ ﺯﺧﻤﻬﺎﻳﺖ ﺭﺍ..
ﻭ ﻫﻤﻪ ﻣﻰ گوﻳﻨﺪ..
ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺣﺎﻟﺶ!
ﭼﻪ آﺳﺎﻥ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩ!
.
.
.
تو چه می فهمی
حال و روز کسی را که دیگر هیچ نگاهی
دلش را نمی لرزاند.....!
.
.
.
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم ....
نه برای اينکه آنهايی که رفتند را باز گردانم ؛
برای اينکه نگذارم بيايند!
.
.
.
عـــاشـقـــم ..
عـــاشــق آن "مـــیــــم" کــــه مــــی آیــــد آخــــر "عـــزیــــز"
و مــــرا مـــیکــنـد مــــــال تـــــــو
.
.
.
کمی مهربانتر باش لطفا
برای شانه ام سنگین است
این
سرسنگینی ها
.
.
.
من خوبم ...خسته نیستم ... فقط
گاهی دستم به این زندگی نمی رود!
.
.
.
باور کن زندگی آدم
گاهی لَنگ می شود
لنگ کمی دلگرمی
فقط کمی.....!!!!
.
.
.
حالا فعل تمامی جمله هایت
که من در آن ها هستم
ماضی است!!!
.
.
.
من"تنهاترین ضمیر دنیاست ...و"او" خوشبخت ترین ضمیر دنیا...چون"تو"را دارد
.
.
.
اینکه نامش
زندگیست
مرا کشت
حیران مانده ام
آنکه نامش مرگ است
با من چه میکند!؟
.
.
.
تمام ترس من از این است
در شب آرزوها
من تو را آرزو کنم
و تو او را ...
.
.
.
و تو در نهايت در چشمان كسي اسير ميشوي ........
كه تو را درك ........ نه ......
ترك خواهد كرد ...... !!!!!!
.
.
.
دیدار به قیامت
حرفی نیست
فقط
فقط بگو که می آیی ...
.
.
.
قبلا شکسته
هر جور مایلید حمل کنید!!!!!
.
.
.
"بخند تا دنیا به رویت بخندد"
این رو بارها شنیده ام
اما
نمی دانم چراهربار
خندیدم
...دنیا
دلگیر شدو
کج خلقی کرد؟
.
.
.
با من بمان
انها که رفتنشان را طاقت اوردم
" تو "
نبودی
.
.
.
من و تو عادت کردیم
که همیشه
...یکی باشد و دیگری نباشد،
انگار که اگر هردو باشیم
تمام معادلات دنیا به هم می ریزد
.
.
.
گوش هایم را می گیرم...
چشم هایم را می بندم....
زبانم را گاز می گیرم...
ولی حریف افکارم نمی شوم...
......چه اندازه دردناک است فهمیدن!!
.
.
.
هر چی "بوی" تو رو می داد
عوض کردم
تو بگو با لحظه هام چه کنم؟؟
.
.
.
در همین حوالی کسی هست
که تا دیروز میگفت
بدون تو حتی نفس هم نمیتوانم بکشم
ولی امروز
...در آغوش دیگری نفس نفس میزند!!
.
.
.
مدام گفتی خیالت تخت ..
من وفادارم!
و من چه ساده لوحانه ..
خیالم را تختی کردم
برای عشق بازی تو با دیگری ..
.
.
.
چه شباهتِ عجيبي بين ماست من "دل شکسته ام" و تو "دل" شکسته اي!!
.
.
.
مدت هاست تنها چیزی که مرا یاد ِ تو می اندازد طعنه های دیگران است !
شاید اگر این " دیگران " نبودند ،
تو زودتر از اینها برای من ، مـُرده بودی
.
.
.
دفتر شعرهایم را سفید میگذارم
بی تو بودن
نوشتن ندارد....
درد دارد...
.
.
.
فکر میکردم تو همدردی
ولی نه
تو هم دردی!
.
.
.
اینجا منتظر توام
خیلی گذشت و نیامدی
روزهاست که مرا
اینجا کاشته ای...
...قد کشیده ام می بینی؟!
.
.
.
برو بنشين که من بارِ سفر بستم
که بعد ِرفتنم
جانا هزار افسوس خواهي خورد
فلاني يار خوبي بود
و من قدرش ندانستم
.
.
.
او رفت و من در حسرت نگاهی پر راز ماندم
ماندم تا بیاید و پاسخ دهد چرا
چرا تنهایم گذاشت
من حتی در حسرت پرسیدن این سوال هم مانده ام
.
.
.
حالا که رفتنی شده ای طبق گفته ات
باشد، قبول…لااقل این نکته را بدان:
آهن قراضه ای که چنان گرم گرم گرم
در سینه می تپید،
دلم بود…
نا مهربان.. خداحافظ
.
.
.
گفته بودی : یا تو یا هیچکس !
ولی من ساده انگار فراموش کرده بودم
که این روزها هیچکس هم برای خودش کسی است
کسی حتی مهم تر از من . . .
.
.
.
تو رفته اي
و
من افتاده ام!ا
تو از دست, من از پا
برچسب : دیگری, شکسته, اينکه, زندگی, مانده, هیچکس, دیگران, عجيبي, کردمبرای, وفادارمو, لوحانه, خیالم, ايمدت, شباهتِ, نبودند, شعرهایم, میگذارمبی, بودننوشتن, ندارددرد, بودیدفتر