.
خاک پای دوست شدن در نزد ما یک آرزوست / گر دوست بخواهد جان من قربان اوست .
.
دل من ماهی دریای عشقه / وجودم آهوی صحرای عشقه / نمیدونم که در دلم تو چه کردی / که مرا سرمست و دیوانه کردی .
.
قصیده می شوم اگر تو تشنه ی شنیدنی / به اوج می رسم اگر تو بی قرار دیدنی / بیا که در هوای تو از نور نفس تازه کنم / بیا که این حماسه را با تو پر آوازه کنم .
.
در بودنت به نبودنت و در نبودنت به بودنت می اندیشم ، ای بود و نبود من !
.
یه حساب تو دلتنگی هات برام باز کن ، شاید برنده ی کل دلتنگی هات شدم .
.
غزال خوش غزل تویی / شیرین تر از عسل تویی / بین تموم آدما / نگین بی بدل تویی .
.
بی تو دری بودم به برون ، نگاهی به کران و صدایی به کویر .
.
کدام کشور را فتح کنم تا حاضر شوی مرا شهردار دهکده ی قلبت کنی ؟
.
من و مهتاب و شب و هوای عالی / عزیزم جای تو خالی / عطر گل پر شده باز تو این حوالی / من به یاد تو خوشم تو در چه حالی ؟
.
تا وقتی یاد هم هستیم خدا تو قصه ها گم نیست / دلامون چشمه ی مهره ، حریص خاک و گندم نیست
کم نامه ی خاموش برایم بفرست / از حرف پرم گوش برایم بفرست / دارم خفه می شوم در این تنهایی / لطفا کمی آغوش برایم بفرست .
.
در مشرق عشق ، دشت خورشید تویی / در باغ نگاه یاس ، امید تویی / در بین هزار پونه آن کس که مرا / چون روح نسیم زود فهمید تویی .
.
آخر یه روز پرینت قلبم رو میگیرم تا بفهمی با هر بار نفس کشیدنم چند بار دوست دارم .
.
عشق را وام محبت مانده است / شعله را بوسیدن و جان دادن است / عشق چندی نیست جز دل باختن / عقل را در دام دل انداختن .
.
عقل می گفت که دل منزل و ماوای من است / عشق خندید که یا جای تو یا جای من است / عقل پرسید که دشوارتر از مردن چیست / عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است .
.
عشق یعنی توفیق اجباری و فرو رفتن در آبی که عمقش را نمیدانی .
.
تو را دوست داشتن برای من عبادت است / از تو دور بودن برای من قیامت است .
.
شب من پنجره ای بی فردا / روز من قصه ی تنهایی ما / مانده بر خاک و اسیر ساحل / ماهی ام ، ماهی دور از دریا .
.
بیا مثل مرغان آشفته هجرت کنیم / افق را به مهمانی پونه دعوت کنیم / بیا مثل پروانه های غریب نیاز / به مهتاب شب های تنهایی عادت کنیم .
.
زغال اسفندتم رفیق ، میسوزم تا چشم نخوری !
.
هیچگاه نخواه که دل بگیری از دوست / شاید دل تو تمام دارایی اوست .
.
در وفای تو چنانم که اگر خاک شوم / آید از تربت من بوی وفاداری تو .
.
تبسم تو تجسم تمام خوبی هاست ، به تبسمت سوگند ، شاد بودنت آرزوی ماست .
.
در طلوع یک دوستی هرگز غروبی نیست ، پس زندگی کن برای کسی که دوستش داری .
.
بیا ای همنشین سرد پاییز / به آواهای شب هایم درآمیز / بیا ای رنگ مهتاب بلورین / تو شعری تازه در من برانگیز .
.
دلا تا کی اسیر یاد یاری / ز هجر یار تا کی داغداری / بگو تا کی ز شوق روی لیلی / چو مجنون پریشان روزگاری .
.
سکوتی بود بر قلبم که با آن میزنم فریاد / اگر از شهر غم رفتی ، مرا هرگز مبر از یاد .
.
آدما رسمشونه پابند دلدار نمیشن / خوب گرفتار میکنن اما اگرفتار نمیشن / آدما رسمشونه شاخه به شاخه میپرن / دلو بیمار میکنند اما پرستار نمیشن .
.
طالب پرواز هستم مقصدم چشمان توست / یاس پر پر گشته ام مرهمش دستان توست / بودنم با بودنت معنای دیگر می دهد / حال من خوش می شود با آن لب خندان تو .
.
دفتر نقاشی من تو شهر غمها گم شده / چه جوری بگم با معرفت دلم برایت تنگ شده .
برچسب :