
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()

پیرمردبه من نگاه کردوپرسید
چندتادوست داری؟..................
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
خدا: بنده ي من نماز شب بخوان و آن يازده رکعت است.
بنده: خدايا ! خسته ام! نمي توانم.......................................................
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
سال های سال بود كه دو برادر در مزرعه ای که از پدرشان به ارث رسیده بود با هم زندگی
میکردند.
یک روز به خاطر یک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند و پس از چند هفته سکوت،
اختلاف آنها زیاد شد و كار به جایی رسید كه از هم جدا شدند.از قضا یک روز صبح............
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت…
فرشته ای ظاهر شد و گفت:چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟!
خداوند پاسخ داد : دستور کار او را دیده ای :....................................
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()

سالها پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت با مرد خردمندی
مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را
انتخاب کند .................................
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()
یك كشتی در یك سفر دریایی در میان طوفان در دریا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و شنا كنان خود را به جزیره كوچكی برسانند. دو نجات یافته هیچ چاره ای به جز دعا كردن و كمك خواستن از خدا نداشتند......................
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()

در یک روز سرد زمستان پادشاه و وزیرش لباس مبدل پوشیده و برای آگاهی از وضع زندگی مردم
از قصر خارج شدند. آن دو در راهشان به رودخانه ای رسیدند و در کنار آن پیرمردی را دیدند که
دستهایش را در آب یخ بسته رودخانه کرده و مشغول انجام دادن کاری است...
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()

پادشاهي مي خواست نخست وزيرش را انتخاب كند. چهار انديشمند بزرگ كشور فراخوانده شدند. آنان را در اتاقي قرار دادند و پادشاه به آنان گفت كه: «در اتاق به روي شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلي معمولي نيست و با يك جدول رياضي باز خواهد شد، تا زماني كه آن جدول را حل نكنيد نخواهيد توانست قفل را باز كنيد. اگر بتوانيد مسئله را حل كنيد مي توانيد در را باز كنيد و بيرون بياييد». پادشاه بيرون رفت و در را بست. سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به كار كردند. اعدادي روي قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به كار كردند.
ارسال اس ام اس هاي جديد هر شب به ایمیل شما اینجا کلیک کنید ![]()